تنها ۴درصد امنیت شغلی؟

، نماینده کارگران در شورای عالی کار طی یادداشتی در راستای مطالبات کهنه شده کارگران نوشت:

مناسبت روز جهانی کارگر کاملا مشخص است. من به هیچ عنوان اعتقاد ندارم که روز جهانی کارگر روز جشن و پایکوبی است.

روز جهانی کارگر با توجه به آن ریشه‌ای که دارد، روز بیان مطالبات کارگران است؛ روزی است که ما کارگران باید بتوانیم مجدداً دور هم جمع و با یکدیگر متحد شویم و یک سال دیگر را برای مطالبات‌مان تلاش کنیم. در کشور ما مرسوم شده که در روز جهانی کارگر در مکان های مختلف مراسم‌ مختلفی برگزار می‌شود. البته عنوان هفته کارگر را روی آن گذاشته‌اند که من خیلی موافق با آن نیستم.

همان روز کارگر را اگر با کیفیت و درست برگزار کنیم، کفایت می‌کند. مراسم‌ مختلفی از سوی برخی دوستان برای گرامیداشت کارگر برگزار می‌شود که ما به هیچ عنوان مخالف برگزاری آنها نیستم. اما می‌گویند این مراسم‌ برای حفظ کرامت کارگران برگزار می‌شود، اینجاست که من با داستان زاویه دارم، کرامت کارگر هیچ‌وقت با این مراسم‌ تامین نخواهد شد.

اگر کسی به فکر حفظ کرامت کارگران است، کرامت آنها با امنیت شغلی، با به دست آوردن معیشت و به رسمیت شناختن جایگاه‌شان تامین می‌شود. ما در این موارد وضعیت مطلوبی نداریم. مثلث مطالبات کارگران باید همزمان با هم پیگیری و به آنها توجه شود و روی این سه عرصه کار کنیم. این سه عرصه «امنیت شغلی»، «معیشت» و «تشکل‌یابی» است.

این سه ضلع مثلث روی همدیگر تاثیر متقابل دارند. ما نمی‌توانیم متشکل شویم چون امنیت شغلی نداریم. فعال صنفی کارگری به محض اینکه بخواهد برای مطالبه حق و حقوق خود و همکارانش اقدام کند، قطعا با نبود امنیت شغلی با هزاران ترفند اخراج می‌شود.

عملاً اگر تشکل هم داشته باشیم، تشکل‌های‌مان نمی‌توانند کارایی داشته باشند. در حوزه امنیت شغلی با توجه به آماری که خود مسوولان ارایه می‌کنند، امروز بیش از 96 درصد قراردادهای‌مان موقت شده است یعنی ما نهایتاً 4 درصد امنیت شغلی در کشور داریم. اگر همه تشکل‌های موجود را هم تشکل کارآمد تصور کنیم، نهایت 10 درصد از کارگران کشور متشکل هستند. در خصوص تامین معیشت هم حداقل حقوق دریافتی‌مان می‌تواند پنجاه درصد از هزینه‌های زندگی‌مان را تامین کند.

در این شرایط نمی‌توانیم بگوییم که می‌خواهیم برای روز کارگر جشن بگیریم. این آمارها، آمارهای جشن نیست. به اعتقاد من باید این مطالبات را بلندتر فریاد زد. ما مجبوریم و باید به این سمت برویم که با بدنه کارگری ارتباط بگیریم. متحد شویم و اجازه ندهیم که برای سرنوشت‌مان کسانی تصمیم بگیرند که حتی شاید در تمام عمرشان یک روز هم حال ما را درک نکرده باشند. راه رسیدن ما به طور کلی برای حل مشکلات طبقه کارگر با تکیه بر قدرت و اتحاد خودمان و حضورمان در عرصه است. وقتی بیش از 50درصد از جمعیت کشور را کارگران تشکیل می‌دهند، اگر این 50 درصد متشکل شوند، می‌توانند در مناسبات مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه تاثیرگذار باشند اما واقعیت این است که ما امروزه این تاثیر را نداریم. ما موانع بی‌شماری بر سر راه امنیت شغلی کارگران داریم. این به این معنی است که شاید ما قدرت کافی را برای پیگیری مطالبات‌مان از دست داده‌ایم اما ناامید نیستیم. باید پیگیری کنیم تا به مطالبات‌مان برسیم.

مطلب فوق را میتوانید از طریق تلگرام با دوستان و همکاران خود به اشتراک بگذارید